خرید بک لینک
سلام بابایی جات خوبه حالت چی؟ اصلا قلیونت به راهه؟ کسی هست واست زغال آتیش کنه و قلیونت رو چاق؛ ولی بابایی خیلی قلیون نکشی آ می دونی که دکترا چی گفتن؟نه بعدِ تو حالِ ما اصلا خوب نیست ولی؛من دلم گرمه به ارثیه ی پدری م ؛ باباییکه سرو تهش و جمع کنی میشه همین سنگ سرد و دلتنگیه پنجشنبه ها و غروب جمعه ها و فاتحه ای که گاها یکی در میون لالوی روزمرگیام گم میشهآره بابایی منپشتم گرمه به همین سنگ سخت به نام مراد فرزند محمد متولد ۱۳۱۳ که سالیان سال با دستان پینه بسته ت برآن کوفتی که نانش کنیپس گرامی باد نامت و ماندگار باد مهربانی تکه تمام دلتنگی و چشم به راهیِ دیدنت نه اصلا تمام خیابونا تموم قدم زدنام و تموم شاعر پیشگی م از وقتی شروع شد که من آمدم اما تو خیلی زودتر رفته بودی بی آنکه بفهمی پسرک لاابالیَ ت شاعر شدبابایی میشه یه بار دیگه با اون قدِ بلندت بلندم کنی و بکوبی َم زمین چنان که ساعت ها از این جهان دور باشم آوخ که نمیشه نوشت تموم کودکی و بازی گوشی ها و حالا بغض و بغض و گریه... خدا بیامرزدت خدا پدرو مادرت َم بیامرزدبرچسبها: نویسنده خودم ابی

برچسب: نویسنده: امیر صادقی تاريخ: سه شنبه 21 آذر 1402 ساعت: 22:37

صفحه بندی